منو چقدر دوست داری؟
در راستای علاقه وافر امیرمحمد به حیوونا , بابام براش مرغ عشق خریده . حالا هی میره میاد میگه اینا کی میمیرن اسباب بازیشون کنم؟؟؟
همه جا امن و امانه
هفته پیش ساعت 6 بعد از ظهر خونه دوست مامانم دزد اومده شیشه رو شیکسته و با دستای خونی اومده تو بماند که همه خونه خونی شده , کل خونه رو به هم زده و آخر سر گاو صندوق رو با خودش برده.از آگاهی اومدن اثر انگشت و خون و اینا گرفتن. مامور محترم تعریف فرمودن که اینکه چیزی نیست جرثقیل آوردن تو پارکینگ و لکسوس بردن.شما باید خدارو شکر کنین.ما هم از هفته پیش خوشحالیم, هی خدارو شکر میکنیم که نه لکسوس داریم نه گاو صندوق.
آقای خوشتیپ اگه بالا بودی چه بودی!!!
آقای مجردی تازگیا همسایه ما شده تو واحد ى بغلی.یه سگ پشمالو و با نمک داره که وقتی میخوایم سوار آسانسور بشیم اگه آقای همسایه نباشه سر و صدا میکنه اونوقت این آقا هر جا که منو میبینه از بقالی و قصابی و ... معذرت خواهی میکنه.شمارشم داده که اگه یه وقت نبود و پشمالو خانوم سر و صدا کرد زودی بیاد.
همسایه بالاییمون نمیدونم چند نفرن.طفلکی ها خواب ندارن نصفه شبا از تخت میفتن پایین انگار.گرومبی صدا میاد.حدودای ساعت سه-چهار یادشون میفته چیزی گم کردن تند تند کشوهارو باز میکنن و میبندن.راه میرن و میدون و .......
5 سال تمام
5 سال و نه ماه است که مادر شده ام.
پسرک مهربانم ممنونم از تو بابت این حس قشنگ.دوستت دارم.
بعد از مدتها
تو این مدت خیلی نوشتم, پشت فرمون مخصوصا. نمیدونم موقع رانندگی چه حسی هست که نوشتنم میاد ولی تو خونه همش میپره.
الانم دارم خودمو آماده میکنم واسه تولد امیرمحمد و بیشتر از قبل مصمم شدم برای داشتن یکی یکدونمون که به قول خودش یه پسر دارم ماه نداره!!!
از این زمانه دلم سیر میشود گاهی
دلم برای نوشتن تنگ شده.......
نوروز 1390
از خداوند بزرگم برای همتون آرزوی خوشبختی میکنم، آرزو میکنم که سالم و تندرست باشید، خوشبخت و خندان و هرچی بدی دیدید توی همین سال بمونه و هرچی خوبی و مهر و صمیمیت ِ با خودتون به سال جدید ببرید، آغازی نو برای همه،آغازی پرشور و پاک به مانند خود بهار، هر روزتان نوروز نوروزتان پیروز.
فارسی شکر است!
امیرمحمد:مامان من میخوام گاوم،شیرمو بمیرینه ولی شیرم نمی*رینه!!!
5/12/89
خاله شدم.
یه دخمل سفید ِ دو کیلو و هفتصد گرمی که هنوز ندیدمش و وصفشو شنیدم.
خوش اومدی کوچولو.
مرسی که هنوز صدامو میشنوی!
میگن که یه آقایی دنبال جای پارک میگشته و از خدا میخواسته که یه جای خوب پیدا کنه بعد از اینکه پیدا میکنه میگه خدایا نمیخوام خودم پیدا کردم.
اینو نوشتم چون یادم رفته بود خبر امروز رو از خدا خواسته بودم و یه عالمه براش نذر کرده بودم.
بازم شکر.
نظرات ()
